أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
705
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
آن را به عقب رانده ، يك بار تا ينبع دور كردند . همين طور به سپاه على بن الحسين يورش برده ، آن را تا رابغ به عقب راندند . شريف حيدر موفق شد با برخى از قبايل ارتباط برقرار كرده و آنان را به سمت عثمانىها جذب كند . همچنان كه موفق شد تا حسين بن مبيرك امير رابغ را جذب كرده ، او را به مقابلهء با انقلابيون وادارد . ابن مبيريك در اين باره تلاش زيادى كرد و توانست امدادهايى را كه انگليسىها براى انقلابيون مىفرستادند « 1 » به مقدار زيادى به تأخير انداخته و براى تركها فرصت آن را پديد آورد تا از شام درخواست نيرو و تجهيزات كنند . چيزى نمانده بود كه على حيدر بتواند در حمله به مكه پيروز شده و حج سال 34 را با محمل عثمانى انجام دهد و كار انقلابيون مكه را يكسره كند ، اما تركها نتوانستند كمكهاى لازمى را كه او نيازمندش بود ، به وى برسانند . بنابراين آنچه را هم داشت از دست داد و زمان گذشت و در فكر رفتن به دمشق افتاد تا خودش فكرى بكند كه كارى از پيش نبرد . به همين جهت همه چيز را كنار گذاشته به لبنان رفت و تا پايان جنگ بدون آن كه در كارى دخالت كند ، همانجا ماند . افسران عرب در اين سوى ، حسين به شدت مشغول كار بود و با داد و فرياد از متفقين مىخواست تا به وعدههايشان عمل كنند . آنان نيز قدرى مماطله كرده و اندكى بعد ، شمارى از افسران عرب را كه در برخى از جنگهايشان با سپاه عثمانى اسير كرده بودند ، نزد وى فرستادند كه در رأس آنان عزيز المصرى ، نورى سعيد ، جميل المدفعى ، جعفر العسكرى ، على جودة الايوبى ، و مولود مخلص بودند . در اواخر سال 34 سرهنگ لورنس كه در ادارهء اطلاعات انگليسىها خدمت مىكرد به اين نواحى آمد تا گزارشهايى را از ميدانهاى نبرد در اطراف مدينه و تعيين نيازمندىهاى آنان براى دولت انگليس ارسال كند . وى با فيصل و على تماس گرفته ، در
--> ( 1 ) . الثورة العربية الكبرى ( از كلنل لورنس ) ، ص 5 .